آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

آرشیدا جون

آرشیدا جون و مهربونی هاش

1396/4/28 8:26
نویسنده : مامان آرشیدا
262 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل من. از همون اول همه می گفتن آرشیدا جون خیلی مهربونه. اما الان که خداروشکر کامل صحبت می کنی و رفتارت بزرگانه تر شده، اثبات شد به من و همه. روزی هزار بار خداروشکر می کنم اسه داشتن فرشته ای مثل شما. وقتی صدات می زنم، خیلی با احساس می گی: جونم، یا جان یا بله مامانم.... وای خدا می خوام اون موقع قورت بدمت.

یا ازشما می خوام واسم کاری انجام بدی یا کمکم کنی که میگی: چشم حتما مامانم...

وقتی یه کوچولو ناراحت یا بی حوصله هستم سریع میای میگی مامان چرا ناراحتی؟ من اگه کنارت باشم حالت بهتر نمیشه؟ و بعد من از شدت هیجان و خوشحالی میگم: باتو همیشه حالم خوبه عزیزدلم.

یه روز سرم درد می کرد و شما گفتی: مامان بیا برو روی تخت استراحت کن تا دردت دوباره درد نگیره!خندونک

وقتی میخوای بهار یا مهدیه رو صدا بزنی میگی: بهار جون یا مهدیه جون و البته جونش رو کشششش دار میگی: مهدیه جوووووونمحبت

مامان عاشقته عزیزم. اسممون کربلا دراومد واسه تاسوعا و عاشورا اما بخاطر شما احتمالا نریم.امیدوارم امام حسین دوباره ما رو بطلبه چون تو از وقتی فهمیدی اسممون دراومده همش میگی بریم کربلا یا کی می ریم کربلا.

یا حسین.

 

اینم عکسای گلی من:

دوچرخه سواری آرشیدایی

یه روز رفتیم پاساژ رفتی کنار مانکن گفتی ازم عکس بگیر خخخ

تولد 28 ماهگی ات که با مهدیه جون، صبح که از خواب پاشدی خیلی ساده واستون گرفتم.

لباس تور دخترم

کارگاه حوض نقاشی

با مامانی رفتیم پارک و همش می رفتی کنار درختا و می گفتی عکس بگیر.

اینم عکس زینب جون عشق عمه(البته بدون اطلاع مامانش عکس گذاشتیمخندونک)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرشیدا جون می باشد